ازخون جوانان
هنگام می و فصل ِ گل و گشت ُِ چمن شد
دربار بهاری خالی از زاغ و زغن شد
از ابر کرم خطه ی ری رشک ختن شد
دلتنگ ُ چو من مرغ قفس بهر وطن شد
+
از خون جوانان وطن لاله دمیده
از ماتم سرو قدشان سروُ خمیده
درسایه ی گل بلبل از این غصه خزیده
گل نیزُ چو من در غمشان جامه دردیده
+
از اشک همه روی زمین زیر و زبَر کن
مشتی گرت از خاک وطن هست ُ بسر کن
غیرت کن و اندیشه ی ایام ِبترَ کن
و اندر جلو ِ تیر ِ عدو سینه سپر کن
+ چه کژ رفتاری ای چرخ / چه بد کرداری از چرخ
سرکین داری ای چرخ / نه دین داری نه آیین داری ای چرخ
دشتی
کنسرت راز دل
3/4
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر