دوش
1
دوش دوش دوش که ان مه لقا... خوش ادا، باصفا، باوفا
از برم آمدو بنشست، خدا
برده دین و دلم از دست
باز باز باز مرا سوی خود... می کشد، می برد، می خرد
با دوچشم با دوچشم ِ مست، خدا
ابرویش، ابرویش پیوست
آتش اندر دلم برزد جانم، ای دل جانم، ای دل
زان رخ همچو آذر زد جانم، ای دل جانم، ای دل
سوخت همه خرمنم...
یکسره جان و تنم ... کشته ی عشقت منم ... ای صنم بد مکن
بیش از این ظلم بی حد مکن، جانم
-
2
دوش دوش دوشُ که آن گرد، گردگنبدمینا
دوش دوش دوشُ که آن گرد، گردگنبدمینا
آبله گون شد دوچشم ِ من زثریا
تند تند تند و غضبناک سخت و سرکش و توسن
از در مجلس درآمد آن بت رعنا
روش سپیدش برابر مه گردون
موی سیاهش پسر عم شب یلدا
لعبت شیرین ترُش اگر که ننشیند
مدعیانش طمع برند که او حلوا
افشاری
کنسرت آرام جان(وین)
6/8 , 3/4
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر