جانا به نگاهی - همایون شجریان



جانا به نگاهی

جانا به نگاهی ز جهان بی خبرم كن، ديوانه ترم كن
سر گشته و شيدا چو نسيم سحرم كن، ديوانه ترم كن

وای ز چشمه ديدارت، وای ز آتش رخسارت
وای ز چشم افسونكارت چسان مدهوشم من

جز حرف محبت چه شنيدی دگر از من كه ببستی نظر از من
ترسم كه شوی روز و شبی با خبر از من كه نيابی اثر از من

در آتشم از سوز دل و داغ جدايی به كجايی
بازا كه غم از دل برود چون تو بيايی چو بيايی
شمعی گريانم من، اشكی لرزانم من
آهی سوزانم من چه ديدی كه از من رميدی
             بر من نظری كن يا بر سر خاكم گاهی گذری كن
                                                     


4/4
البوم شب جدایی

ساقی / شمس

شمس / ساقی



زان می که ز بوی او شوریده و سرمستم
دریاب مرا ساقی والله که چنین استم



ای ساقی ِ مست من، بنگر به شکست من
ای جسته زدست ِ من، دریاب که سرمستم

*بستان قدح از دستم ای مست! که من مستم.





بشکست مرا دامت، بشکستم من جامت
مستی تو و مستی من بشکستی و بشکستم

*بستان قدح از دستم ای مست! که من مستم.

ای جان و دل ِ مستان بستان سخنم بستان
گویی که نه ای محرم، هستم به خدا هستم

پرکن زمی پیشین، بنشین برِ من بنشین
بنشین که چُنین وقتی در خواب همی جستم

*بستان قدح از دستم ای مست! که من مستم.


والله که بنگذارم، دست از تو چرا دارم
تا لاف زنی گویی، کز عربده وارستم

*بستان قدح از دستم ای مست! که من مستم.


خواهم که ز باد می، آتش بفروزانی
خواهم که زآب خود چون خاک کنی پستم

ای ساقی ِ مست من، بنگر به شکست من
ای جسته زدست ِ من، دریاب که سرمستم
*بستان قدح از دستم ای مست! که من مستم.



3/4
6/8

بهار عاشق - همایون شجریان

بهار عاشق



بُرده صبرم از دل چشم مستی
ماه ساغر نوشی می پرستی
در میان خوبان فتنه جویی
در شکار دل‌ها چیره دستی



شب با چهره او مه جلوه گر نیست
چون روی لطیفش گلبرگ‌تر نیست
با نگاه گرم او باده را اثر نیست
مست عشق رویش را از جهان خبر نیست

 
در جهان هستی ما و عشق و مستی

 
تازه شد بهار عاشق از جمال گلعذارش
وآنکه نو گلی ندارد چون خزان بود بهارش



طُرة مُشکینی برده هوشم از لب نوشینی باده نوشم
او ز تیر مژگان جان ستاند من به راه جانان جان فروشم



چون آن آتشین لب می در سبو نیست
گل با آن لطافت هم رنگ او نیست
مدعی ز عشق من کرده گفتگوئی
من به آن بتم عاشق جای گفتگو نیست



در جهان هستی ما و عشق و مستی
نغمه بر کشیده بلبل، لاله خفته در کنارش
وآنکه نو گلی ندارد چون خزان بُوَد بهارش





3/4
البوم شب جدایی




ناز و فتنه گری - همایون شجریان

ناز و فتنه گری



تو و ناز و فتنه گری
من و افغان سحری
تو و چو گل دل آزاریها
من وچو مرغ شب زاریها
چند از من بیخبری
ز دو عالم تو را خواهم تو را خواهم
ببین اشکم ببین آهم
نکند تا کی در آن دل آه زارم اثری



غم دل نسرایم پیش کسی
نزنم نفسی با همنفسی
که ندارم جز تو کسی


نه دلم را سر انجامی، نه آرامی، نه کامی از دلارمی
نه تو را یکشب از رحمت بر حال من نظری



بی گل رویت با غم وحسرت یارم آه و ناله بوُد کارم
بی تو چشمه خون بارم آتشی به سینه دارم



جان اسیرم بسته بندت صید کمندت بی تو ز جان گذرم
ز جهان گذرم
از من چون میگذری


ز چه رو سوی ما نگهی نکنی
نگهی ز وفا به رهی نکنی
ببری جان و دل اما نام عاشق نبری



2/4
همایون شجریان
البوم شب جدایی

به جان تو - همایون شجریان

 به جان تو


دگر باره بشوریدم بدان سانم بجان تو

که هربندی که بربندی بدرّانم به جان تو



نخواهم عمر فانی را تویی عمر عزیز من

نخواهم جان پرغم را تویی جانم به جان تو



من آن دیوانه ی بندم که دیوان را همی بندم

زبان مرغ می دانم سلیمانم به جان تو



سخن با عشق می گویم که او شیر و من اهویم

چه اهویم که شیران ره نگهبانم به جان تو



اگر بی تو برافلاکم چو ابر ِ تیره غمناکم

وگر بی تو به گلزارم به زندانم به جان تو



8/7


کنسرت آب، نان، اواز


نیایش - استاد محمدرضا شجریان

نیایش

دستی افشان تا زسر انگشتانت صد قطره چکد، هر قطره شود خورشیدی
باشد که به صد سوزن نور، شب ِ ما را بکند روزن روزن

ما بی تاب و نیایش بی رنگ
از مهرت لبخندی کن، بنشان بر لب ما
باشد که سرودی خیزد در خوردی نیوشیدن تو

ما هسته ی پنهان تماشاییم
زتجلی ابری کن، بفرست که ببارد بر سرما
باشد که به شوری بشکافیم، باشد که ببالیم و به خورشید تو پیوندیم

هرسو مرز، هر سو نام
رشته کن از بی شکلی، گذران از مروارید ِ زمان و مکان
باشد که بهم پیوندد همه چیز، باشد که نماند مرز، که نماند نام

ای دور از دست!
پرتنهایی خسته است
گه گاه شوری بوزان، باشد که شیار پریدن در تو شود خاموش...

4/2
کنسرت سرود مهر
بیات ترک/افشاری

بی قرار - شهرام ناظری


بی قرار

در هوایت بی قرارم روز و شب
سر ز کویت بر ندارم روز و شب

جان روز و جان شب ای جان تو
انتظارم انتظارم روز و شب

زان شبی که وعده کردی روز وصل
روز و شب را می شمارم روز و شب

ای مهار عاشقان در دست تو
در میان این قطارم روز و شب

می زنی تو زخمه ها بر می رود
تا به گردون زیر و زارم روز وشب

روز و شب را همچو خود مجنون کنم
روز و شب را کی گذارم روز و شب

2/4

سرو روان - سالار عقیلی


سرو  روان

جانان هزاران آفرین بر جانت از سر تا قدم
صانع خدایی کاین وجود آورد بیرون از عدم

خورشید بر سرو روان دیگر ندیدم در جهان
وصفت نگنجد در بیان نامت نیاید در قلم

چندان که می‌بینم جفا امید می‌دارم وفا
چشمانت می‌گویند لا، ابروت می‌گوید نعم

آخر نگاهی بازکن وان گه عتاب آغاز کن
چندان که خواهی ناز کن چون پادشاهان بر خدم

چون دل ببردی دین مبر هوش از من مسکین مبر
با مهربانان کین مبر لاتقتلوا صید الحرم

او رفت و جان می‌رود تن جامه بر خود می‌درد

می‌زد به شمشیر جفا می‌رفت و می‌گفت از قفا
سعدی بنالیدی ز ما مردان ننالند از الم

6/16
چهارگاه
البوم سعدی نامه

مزرع سبز فلک - استاد محمدرضا شجریان


مزرع سبز فلک

مــزرع سـبــز فـلـــک دیــدم و داس مــَـهِ نـــو
یـادم از کـشـتـه خـویـش آمـــد و هـنــگام درو

گـفـتـم ای بـخـت بخفـتـیـدی و خورشید دمید
گـفـت بـا ایـن هـمـه از سابـقـه نـومیـد مـشو

گـر روی پـاک و مـجـّرد چـو مـسیـحا بـه فـلـک
از چـراغ تــو بـه خورشیـد رسـد صــد پــرتــــو

تـکـیـه بـر اختـر شـب دزد مـکــن کایـن عـیـّار
تـاج کـاووس بـبـُـرد و کــمــر کـیـخـســـــــــرو

آسمان گو مـفـروش ایـن عظمت کانـدر عشق
خرمـن مـَه بـه جوی خوشه‌ی پـروین به دو جو

3/4
کنسرت خلوت گزیده
دستگاه شور

ای سلسله مو - استاد محمدرضا شجریان

ای سلسله مو

ای سلسله مو دستی بر طره پرخون زن
یک سلسله مو بگشا صد سلسله بر هم زن

خواهی که شود کشته از هر طرفی فوجی
جانا صف مژگان را یک مرتبه بر هم زن

یارب به که شاید گفت این نکته که در عالم
رخساره به کس ننمود آن شاهد هرجایی

ای درد توام درمان در بستر ناکامی
و ای یاد توام مونس در گوشة تنهایی

کنسرت سرود مهر
7/8

بی من مرو - همایون شجریان

بی من مرو

خوش خرامان می روی ای جان ِ جان بی من مرو
ای حیات دوستان در بوستان بی من مرو

ای فلک بی من مگرد و ای قمر بی من متاب
ای زمین بی من مروی و از زمان بی من مرو

ای عیان بی من مدان و ای زبان بی من مخوان
ای نظر بی من مبین و ای روان بی من مرو

این جهان با تو خوش است و آن جهان با تو خوش است
این جهان بی من مباش و آن جهان بی من مرو

 7/8
آلبوم ای جان ِ جان بی من مرو

آن دلبرمن - همایون شجریان

آن دلبر من

آن دلبر من، آمد برمن
زنده شد ازو بام و در من

آخر تو شبی رحمی نکنی
بر رنگ و رخ همچو زر من

رحمی نکند چشم خوش تو
بر نوحه و این چشم تر من

گفتم به خدا گر تو بروی
امشب نزید این پیکر من

خامش که اگر خامش نکنی
دربیشه فتد این آذر من

3/4
آلبوم ای جان ِ جان بی من مرو

طرب منم - همایون شجریان

طرب منم

من طربم، طرب منم، زهره زنَد نوای من
عشق میان عاشقان شیوه کند برای من

ناز مرا بجان کشد بر رخ من نشان کشد
چرخ فلک حسد برد زانچه کند بجای من

پیر کنون زدست شد، سخت خراب و مست شد
نیست درآن صفت که او گوید نکته های من

باده تویی، سبو منم،آب تویی و جو منم
مست میان کو منم، ساقی من سقای من

6/8
آلبوم ای جان جان بی من مرو

دیوانه شو - شهرام ناظری

دیوانه شو

حيلت رها كن عاشقا ديوانه شو ديوانه شو
وندر دل آتش در آ پروانه شو پروانه شو

هم خويش را بيگانه كن هم خانه را ويرانه كن
وانگه بيا با عاشقان هم خانه شو هم خانه شو

رو سينه را چون سينه ها هفت آب شوي از كينه ها
وانگه شراب عشق را پيمانه شو پيمانه شو

بايد كه جمله جان شوي تا لايق جانان شوي
گر سوي مستان مي روي مستانه شو مستانه شو

ای لولی بربط زن! تو مست تری یا من*
ای پیش چو تو مستی افسون من افسانه

از خانه برون رفتم، مستیم به پیش آمد
در هر نظرش مُضمَر صد گلشن و کاشانه

چون کشتی بی‌لنگر کژ می‌شد و مژ می‌شد
وز حسرت او مرده صد عاقل و فرزانه

گفتم ز کجایی تو؟ تَسخَر زد و گفت ای جان
نیمیم ز ترکستان، نیمیم ز فرغانه

نیمیم ز آب و گل، نیمیم ز جان و دل
نیمیم لب دریا، نیمی همه دردانه

گفتم که رفیقی کن با من که منم خویشت
گفتا که بنشناسم من خویش ز بیگانه

2/4
شهرام ناظری