نیایش - استاد محمدرضا شجریان

نیایش

دستی افشان تا زسر انگشتانت صد قطره چکد، هر قطره شود خورشیدی
باشد که به صد سوزن نور، شب ِ ما را بکند روزن روزن

ما بی تاب و نیایش بی رنگ
از مهرت لبخندی کن، بنشان بر لب ما
باشد که سرودی خیزد در خوردی نیوشیدن تو

ما هسته ی پنهان تماشاییم
زتجلی ابری کن، بفرست که ببارد بر سرما
باشد که به شوری بشکافیم، باشد که ببالیم و به خورشید تو پیوندیم

هرسو مرز، هر سو نام
رشته کن از بی شکلی، گذران از مروارید ِ زمان و مکان
باشد که بهم پیوندد همه چیز، باشد که نماند مرز، که نماند نام

ای دور از دست!
پرتنهایی خسته است
گه گاه شوری بوزان، باشد که شیار پریدن در تو شود خاموش...

4/2
کنسرت سرود مهر
بیات ترک/افشاری

هیچ نظری موجود نیست: