دوای دل - همایون شجریان


دواي دل


دلي كز تو سوزد چه باشد دوايش
چو تشنه ي تو باشد كه باشد سقايش

چو بيمار گردد به بازار گردد
دكان تو جويد لب قند خايش

بدرد و به زاري به اندوه و خواري
عجب چند داري برون سرايش

چو يكدم نبيند جمال و جلالت
بگيرد ملالي ز جان و ز جايش

تويي باغ و گلشن تويي روزروشن
مكن دل چو آهن مران از لقايش

جهان از بهارش چو فردوس گردد
چمن بي زباني بگويد ثنايش

جهان سايه ي توست روش از تو دارد
ز نور تو باشد بقا و فنايش


كاست نقش خيال
5/8

هیچ نظری موجود نیست: