زهي عشق
زهي عشق ، زهي عشق كه ماراست خدايا
چه نغزست و چه خوب است و چه زيباست خدايا
چه گرميم ، چه گرميم از اين عشق چو خورشيد
چه پنهان ، چه پنهان و چه پيداست خدايا
زهي شور ، زهي شور كه انگيخته عالم
زهي كار ، زهي بار كه انجاست خدايا
زهي ماه ، زهي ماه زهي باده ي همراه
كه جان را و جهان را بياراست خدايا
فتاديم ، فتاديم بدان سان كه نخيزيم
ندانيم ، ندانيم چه غوغاست خدايا
نه دام است ، نه زنجير ، همه بسته چراييم ؟
چه بنداست ! چه زنجير ! كه برپاست خدايا
براساس پايه هاي محلي
كنسرت قيژك كولي (برلين)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر