سرو چمان
سرو چمان من چرا ميل چمن نمي كند
همدم گل نمي شود ياد سمن نمي كند
تا دل هرزه گرد من رفت به چين زلف او
زان سفر دراز خود عزم وطن نمي كند
با همه عطف دامنت آيدم از صبا عجب
كز گذر تو خاك را مشك ختن نمي كند
دل به اميد روي او همدم جان نمي شود
جان به هواي كوي او خدمت تن نمي كند
ساقي سيم ساق من گر همه دردهد
كيست كه تن چو جام مي جمله ختن نمي كند
ماهور
كنسرت سروچمان (سوييس)
3/8 , 3/4
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر