ز من نگارم
ز من نگارم حبيبم خبر ندارد
به حال زارم حبيبم نظر ندارد
خبر ندارم من از دل خود حبيبم
دل من از من حبيبم خبر ندارد
كجا رود دل عزيز من كه دلبرش نيست
كجا پرد مرغ حبيبم كه پر ندارد
امان از اين عشق عزيز من فغان از اين عشق
كه غير خون جگر ندارد
همه سياهي حبيبم همه تباهي عزيز من
مگر شب ما حبيبم سحر ندارد
جز انتظار و جز استقامت حبيبم
ورتن علاجه دگر ندارد
بهار مستن ، بهار ديگر
كه آه و زاري حبيبم اثر ندارد
ماهور
كنسرت آهنگ وفا
6/8
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر