چه دانستم - همایون شجریان


چه دانستم


چه دانستم كه اين سودا مرا زين سان كند مجنون
دلم را دوزخي سازد و چشمم را كند جيحون

چه دانستم كه سيلابي مرا ناگاه بر بايد
چو كشتي ام در اندازد ميان ُقلزم پر چون

زند موجي بر آن كشتي كه تخته تخته بشكافد
كه هر تخته فرو ريزد ز گردش هاي گوناگون

نهنگي هم برآرد سر خورد آن آب دريا را
چنان درياي بي پايان شود بي آب چون هامون

چواين تبديل ها آمد نه هامون ماند و نه دريا
چه دانم من دگر چون شد كه چون غرقست در بي چون


كاست ناشكيبا
4/4

هیچ نظری موجود نیست: