باده ی عشق - استاد محمدرضا شجریان


باده ی عشق


شکست عهد مودت نگار دلبندم
برید مهر و وفا یار سست پیوندم

تطاولی که تو کردی به دوستی با من
من آن به دشمن خونخوار خویش نپسندم

اگر چه مهر بریدی و عهر بشکستی
هنوز برسر پیمان و عهد و سوگندم

بیار ساقی سرمست جام باده ی عشق
بده برغم مناصح که می دهد پندم

بیا بیا صنما کز سر پریشانی
نماند جز سر زلف تو هیچ پابندم

بخنده گفت که سعدی از این سخن بگریز
کجا روم که به زندان عشق دربندم


افشاری
کنسرت غوغای عشقبازان
4/4

هیچ نظری موجود نیست: