يا ردلنواز
زان يار دل نوازم شكريست با شكايت
گر نكته دان عشقي بشنو تو اين حكايت
بي مزد بود و منت هر خدمتي كه كرد
يا رب مباد كس را مخدوم بي عنايت
رندان تشنه لب را آبي نمي دهد كس
گويي ولي شناسان رفتند از اين ولايت
در زلف چون كمندش اي دل مپيچ كانجا
سرها بريده بيني بي جرم و بي جنايت
در اين شب سياهم گم گشته راه مقصود
از گوشه اي برون آي اي كوكب هدايت
مركب خواني
كنسرت فرياد(لس آنجلس)
5/8
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر