باد صبا
باد صبا برگل گذر کن، از حال گل ما را خبر کن
نازنین ما را خبر کن
با مدعی کمتر بنشین، نازنین ای مَه جبین
بیچاره عاشق، ناله تاکی
یا دل مده یا ترک سرکن.
+
گل چاک ِ غم بر پیرهن زد
از غیرت آتش در چمن زد
بلبل چو من شد در چمن، دَستان سرا بهر وطن
دیدی که ظالم، تیشه اش را
آخر به پای خویشاتن زد
+ شد خون فشان چشم ِ تر من
پرخون ِ دل شد ساغر من
ای یار عزیز مطبوع و طبیب، در فصل بهار با ما مستیز
آخر گذشت آب از سرمن
ببین چشم تر ِ من.
کنسرت خزان
5/4 , 4/4
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر