شب انتظار
شب به گلستان تنها، منتظرت بودم
باده ی ناکامی در، هجر تو پیودم،
+
آن شب جان فرسا من، بی تو نیاسودم
وه که شدم پیر از غم، آن شب و فرسودم
+
بودم همه شب، دیده به ره، تا به سحرگاه
ناگه چو پری، خنده زنان، آمدی از راه
غم ها به سر آمد، زنگ ِ غم دوران از دل بزدودم
+
پیش گل ها، شاد وشیدا
می خرامید آن قامت موزونت
فتنه ی دوران، دیده ی تو از دل و جان، من شده مفتونت
درآن عشق و جنون مفتون تو بودم
اکنون از دل من، بشنو ت سرودم
+ منتظرت بودم، منتظرت بودم
4/2
بارگذاری
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر