به سوی تو
به سوی تو، به شوق روی تو
به طرف کوی تو
سپیده دم آیم، مگر تو را جویم
بگو کجایی
به طرف کوی تو
سپیده دم آیم، مگر تو را جویم
بگو کجایی
نشان تو، گه از زمین گاهی ز آسمان جویم
ببین چه بی پروا ره تو می پویم
بگو کجاییببین چه بی پروا ره تو می پویم
کی رود رخ ماهت از نظرم، نظرم
به غیر نامت، کی نام دگر ببرم اگر تو را جویم، حدیث دل گویم
بگو کجایی
به دست تو دادم، دل پریشانم، دگر چه خواهی
فتاده ام از پا، بگو که از جانم، دگر چه خواهییک دم از خیال من نمی روی ای غزال من
دگر چه پرسی زحال منتا هستم من اسیر کوی توام، به آرزوی توام
اگر تو را جویم، حدیث دل گویم
بگو کجایی
به دست تو دادم دل ِ پریشانم، دگر چه خواهی
فتاده ام از پا
بگو که از جانم دگر چه خواهی
بگو که از جانم دگر چه خواهی
4/4
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر