بی تو بسر نمی شود
بی همگان بسر شود بی تو بسر نمی شود
داغ تو دارد این دلم جای دگر نمی شود
جان زتو نوش می کند، دل زتو جوش می کند
عقل خروش می کند، بی توبسر نمی شود
جاه و جلال من تویی ملکت و مال من تویی
آب زلال من تویی، بی تو بسر نمی شود
گاه سوی وفا روی، گاه سوی جفا روی
آب منی کجا روی، بی تو بسر نمی شود
دل بنهم برکنی، توبه کنم بشکنی
این همه خود تو می کنی، بی تو بسر نمی شود
گرتو سری قدم شوم، ورتو کفی علم شوم
ور بروی عدم شوم، بی تو بسر نمی شود
2/4
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر