آتش جاودان - همایون شجریان




اتشی در سینه دارم جاودانی
عمر من مرگی ست، نامش زندگانی

رحمتی کن کز غمت جان می سپارم
بیش ازین من طاقت هجران ندارم

کی نهی برسرم، پای بری از وفاداری
شد تمام اشک من، بس در غمت کرده ام زاری

نوگلی زیبا بود حسن جوانی
عطر آن گل رحمت ست و مهربانی

ناپسندیده بود دل شکستن
رشته ی الفت و یاری گسستن

می فکنی نظری، آخر به چشم ژاله بارم

گـر چه نازت دلبرا دل تازه دارد
نـاز هــم بــر دل مـن انــدازه دارد

هیچ گر ترحمی نمی‌کنی بر حال زارم
جـز دمی که بگذرد که بگذرد از چاره کارم

4/3
آلبوم شب جدایی

هیچ نظری موجود نیست: